تبليغاتX
لحظه های تنهایی

+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 و ساعت 23:16 |

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 و ساعت 1:24 |
يه لقمه نون، يه کاسه ماست
یه دل خوش ، يه حرف راست
يه مادر از تبار نور
دار و ندارم هميناست
تو لحظه های تنهایی
محرم راز من تویی
تو اوج دل شکستگی
تنها پناه من تویی

وقتی حسابی ابريم سر روی شونه ات ميذارم
بازم مثل بچگی ها همش بهونه ميارم
مثل همون بچگی ها که بر نمی گرده ديگه
ميشم همون که دردشو جز تو به هیچ کی نميگه


ميخوام هميشه اون دعات
پشت و پناه من باشه
نگاه مهربون تو
گرمی راه من باشه

__________________


+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 و ساعت 1:22 |

اگر بعد از مرگم از تو پرسیدند :

آن وجودی را که زمانی با تو میدیدند که بود؟

بگو: دنیایی از عشق بود که:

 درحسرت رسیدن به کرانه عشق مرد.

بگو: دیوانه ی بت پرستی بود که:

 بتش را دیوانه وار دوست می داشت.

بگو: اشک در بدری بو
د که:

 به هیچ دیده ای به جز دیده ی من آشیان نداشت.

بگو: برای اندک زمانی با من بود

ولی تا آخرین لحظه هایش می گفت :

تــا ابـــد دوستت دارم

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 و ساعت 23:33 |

کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


 

 


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com


کارت پستال های نوروزی 1390 - www.RadsMs.com

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 و ساعت 14:10 |


اگه یه نفر وارده عشق دو نفره بشه ،افساید می شه


اگه یه نفر به دیگری توهین کنه،خطا می شه،کارت زرد می گیره


اگه یه نفر به دیگری خیانت کنه،کارت قرمز می گیره باید از بازی بره بیرون


دو نیمه هم داره:یه نیمه من یه نیمه تو









+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه نوزدهم دی 1389 و ساعت 16:9 |


+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه پانزدهم دی 1389 و ساعت 1:7 |

یا تو زیباتر شدی ! ....
یا چشام بارونیه ! ..
این قفس بازه ولی....
قلب ِ من زندونیه..
ـ
من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت !
تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت...
ــ
میخـوام آروم شم!!
تـــــو نمی ذاری!
هر دو بی رحمن : عشق و بیزاری!
همه دنیامو زیرو رو کردم
تو رو شاید دیر آرزو کردم !
ــ
ـ
قدمای آخرو آهسته تر بردار !
واسه من کابوسه فکر ِ آخرین دیدار !
بغض ِ این آهنگ مارو تا کجاها بُرد!
شایدم تقدیرمو امشب به رحم آوُرد !
ـ
به تلافی ِ اونهمه تلخیم !
گله هاتم طعم ِ عسل شد!
غم معصومانه ی چشمات..
به تبسم ِ تازه بدل شد!
میشه با من هزار و یکسال..
به بهانه ی قصه بمونی!؟
همه مرثیه های سکوتم ..
به بهار ِتو باغ غزل شد......

نفس کشیدن ، دل سپردن ، مثل دریا ..... ماه من!!

از تو خوندن .. با تو موندن.. مقصد من.. راه من
همینه رویام.. آرزوهام.. سرگذشت آه من
نرفته برگرد که با تو شاید.. خدا گذشت از گناهِ من!
.
تو مثل بارون .. غمو آسون .. می بری از یاد من
با تو خوبن.. بی غروبن... خاطرات ِ شاد من
زارو خسته.. دلـشکسته .. بینوا فرهاد من!
مرغ ِآمـیـن! .. کی به شیرین .. می رسه فریاد من

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه پانزدهم دی 1389 و ساعت 0:18 |

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 0:32 |



پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم ، تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد …

حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه سیزدهم دی 1389 و ساعت 19:39 |


Powered By
BLOGFA.COM



کد شمارش معکوس سال نو